محمد معصوم البكري ( نامى )
200
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
و بر هژده تفسير بعضى به قراءة و بعضى به مطالعه عبور كرده بود . و زياده ازين نيز گفتهاند . و همه مستحضر داشت ( b 149 . f ) . و خط تركى را فىالفور « 1 » مىخواند ، و علم جفر و بعضى علوم غريب مىدانست ، و صاحب كشف بوده . اكثر عبارات كتب از بر مىخواند . پدرش صاحب حال بود . بعد از فوت او را اشارت صحبت مخدوم بلاول نمود . و ميرزا شاه حسن چند گاه استفادهء علوم در خدمت ايشان نموده بود و نهايت تعظيم و اعتراف بجا مىآورد . و اكثر اوقات با هم ملازمت داشتند . و در علم ازو به امام جاراللّه تعبير مىكرد . مسود اوراق نيز اقتباس علوم در حوزهء درس ايشان نموده است . رحمةاللّه عليه . 9 - مخدوم ركن الدين المشهور بمخدوم متو « 2 » : در سلك خلفاى مخدوم بلال انتظام داشت ، [ و از اولاد ابو بكر صديق رضىاللّه عنه است ] « 3 » . و همواره همت بلند پرواز « 4 » به وظائف و طاعات و عبادات مىگماشت « 5 » . سالكان طريق زهد و تقوى ، و طالبان منهاج رشاد و هدى نسبت به او « 6 » در غايت اراده بودند ، و اعتماد بر سلوك او مىنمودند « 7 » . و در علم حديث يگانه عصر بوده . از نتائج طبع شريفش شرح اربعين و شرح كيدانى و بعضى رسائل مشهور است ( f . 150 a ) . وفات مومى اليه « 8 » در سنهء تسع و اربعين و تسعمايه در عين فترات « 9 » پادشاه « 10 » جنت آشيانى در بلدهء تهته واقع شد . 10 - قاضى قاضن « 11 » بن قاضى ابو سعيد بن زين الدين بهكرى : اجداد ايشان در بلدهء تهته و سيوستان سكونت داشتهاند . و جد بعيد ايشان قاضى
--> ( 1 ) اين عبارت ح هست ؛ شايد « و ايغور » تصحيف « را بفور » است چنان كه از ف واضح است ( 2 ) و فى البعض « متهو » كه تلفظ سندى است ( 3 ) اين جمله در د ر س ف موجود نيست ( 4 ) م : همت بر اداى وظائف ( 5 ) م : اشتغال داشت ( 6 ) ر م : به آن جناب ( 7 ) م : در غايت اراده و اعتماد سلوك مىنمودند ( 8 ) س : او ؛ و تمام جمله از « وفات الخ » در د ف موجود نيست ( 9 ) ر : حكومت ( 10 ) ر : پادشاهى ( 11 ) از اينجا تا نمره ( 1 ) ص 201 در د موجود نيست و از ح ر ف م گرفته شد